۱۳۸۹ شهریور ۳۱, چهارشنبه

افسوس و صد افسوس از عمر رفته و بی حاصل

افسوس که گاهی مذهب چنان در عمق وجود انسانها رسوخ می کند که همه چیز او می شود و از فطرت پاک و انسانی خود غافل می گردد .
و گاهی چنان از مذهب دور می شود که گوئی دیگر انسان نیست .
بزرگ! خوانده ای در اواخر عمر بی حاصل خود در مقام وعظ می گفت :
اگر به جهان آخرت و حساب و کتابی اعتقاد ندارید برای امرار معاش تان از دیوار مردم بالا روید و به هرقیمتی به خواسته خود برسید که اگر من نیز اعتقادی نداشتم چنین می کردم . !!
کیست که نداند!
کیست که نداند!
آیا ذات مقدس و فطرت پاک هر انسانی قبل از دین اش از این کار نهی نمی کند ؟
و اگر چنین نکند ، آیا می توان بدو انسان گفت؟
به کسی که ذات و فطرت پاک اش در گذر ایام و گذشت عمر به زوال و نیستی رفته باشد .
به کسی که با تربیت غلط بدو چنین آموخته اند
آیا می توان انسان گفت ؟؟؟.
پاینده و پیروز