۱۳۸۹ فروردین ۱۹, پنجشنبه


محمد علي بهمني ،‌شاعر و غزلسراي معاصر در سال ۱۳۲۱ خورشيدي در ميناب به دنيا آمد.
نخستین شعر بهمنی در سال۱۳۳۰ ، یعنی زمانی که او تنها ۹ سال داشت، به چاپ رسید.
محمدعلی بهمنی در سال ۱۳۷۸ موفق به دریافت تنديس خورشيد مهر به عنوان برترین غزل‌سرای ایران گردید.
در سال ۱۳۸۳ با همت اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان هرمزگان, نکوداشت محمدعلی بهمنی برگزار گردید.
دوقطعه شعر ایشان به بهانه تقدیم می کنم حضور تمامی دوستانی که بی بهانه اند!!!
این سیب كه ناچیده به دامان تو افتاد
من با غزلی قانعم و با غزلی شاد
تا باد ز دنیای شما قسمتم این باد
ویرانه نشینم من و بیت غزلم را
هرگز نفروشم به دو صد خانه ی آباد
من حسرت پرواز ندارم به دل آری
در من قفسی هست كه می خواهدم آزاد
ای بال تخیل ببر آنجا غزلم را
كش مردم آزاده بگویند مریزاد
من شاعرم و روز و شبم فرق ندارد
آرام چه می جویی از این زاده ی اضداد ؟
می خواهم از این پس همه از عشق بگویم
یك عمر عبث داد زدم بر سر بیداد
مگذار كه دندانزده ی غم شود ای دوست
این سیب كه ناچیده به دامان تو افتاد

و نیز از سروده های ایشان:
بارانی
با همه ی بی سر و سامانی ام
باز به دنبال پریشانی ام
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
در پی ویران شدنی آنی ام
آمده ام بلکه نگاهم کنی
عاشق آن لحظه ی توفانی ام
دلخوش گرمای کسی نیستم
آماده ام تا تو بسوزانی ام
آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانی ام
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه می دانمت
خوبترین حادثه می دانی ام
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیرزمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن سالهاست
تشنه ی یک صحبت طولانی ام
ها... به کجا می کشی ام خوب من؟
ها... نکشانی به پشیمانی ام

۱۳۸۹ فروردین ۱۷, سه‌شنبه


"طلایه آفتاب"
تو
بهانه شروع فردائی
زیباتر از طلوع صبح
دلنشین تر ازصدای بارانی
شاداب تر از غنچه ، شیرین تر از رویائی